دانلود قسمت ششم سریال ملکه گدایان بهترین کیفیت, دانلود رایگان سریال جدید با لینک مستقیم کم حجم کیفیت بالا عالی حجم پایین به روز, سایت دانلود سریال ایرانی

دانلود قسمت ششم سریال ملکه گدایان بهترین کیفیت

یک شنبه 19 بهمن 1399
3:45
فیلمباز

دانلود سریال ملکه گدایان قسمت ششم بهترین کیفیت اثری از حسین سهیلی, دانلود قسمت 6 ششم سریال ملکه گدایان بهترین کیفیت پخش شده 21 بهمن 99 با لینک مستقیم رایگان کامل کم حجم بلوری 4k, دانلود قسمت ششم 6 سریال ملکه گدایان بهترین کیفیت جدیدترین اثر شبکه نمایش خانگی ایرانی بدون تگ آرم تبلیغاتی و نیاز به خرید اشتراک ویژه بهترین کیفیت

قسمت ششم سریال ملکه گدایان

دانلود سریال ملکه گدایان

 عروسک هایم پدری کنی مادر ! وسواس عجیبی گرفته ام در شانه کردن موهام فر شده اند و خاکستری متوقفم نکن این جنگ ، آخرین تلاش من برای زندهس ِ تمام نامه ها و از یه ترانه هایم نیست! تنها برای دوری ِ دستهایمان زمزمه می کنم! حالا اگر این طایفه ی بی ترانه را تحمل شنیدن ِ آوازهای من نیست، این پهنه ی پنبه زار و این گودال ِ گوشهایشان! بگذار به غیبت قافیه هایم مُدام نق بزنند! بگذار از غربال ِ نازادگان بگذرم! بگذار جز تو کسی شاعرم نداند! مگر چه

اسامی بازیگران باران کوثری , رویا نونهالی , سولماز غنی , فرزاد فرزین ، ارمان درویش ، محمدرضا غفاری ، پانته آ بهرام ، الهام کردا ، امین بهبودی ، یسنا میر تهماسب ، بهشاد شریفیان ، علی اوجی

خلاصه داستان امروزِ تو، می تونه فردای من باشه … هیچ کس از سرنوشت خبر نداره….حتی شما…

خلاصه قسمت های اخیر ملکه گدایان: طبق رسم و عادت هر باره کارگردان، آغاز اپیزود پنجم هم با فلش بک به گذشته همراه می شود. در این بخش، پارسا در شرکت شمس بزرگ (پدر البرز) برای دیدار به او رفته است و وی را تحت فشار قرار می دهد تا تصمیمی اتخاذ کند که البرز به ایران بیاید. وی بسیار به این قصد مصمم است و حتی شمس را تهدید نیز می کند که اگر این کار را نکند با ملکه طرف است. شمس که به شدت عصبانی می شود او را از اتاقش اخراج می کند و زمانی که سرایدار آن جا می آید به زمین می افتد و شاید این همان وقتی بوده که البرز و سارا در ترکیه در حال عقد بوده اند. پرسش نخست: ملکه کیست؟ آیا همان لعیا (رویا نونهالی) است؟ قسمت پنجم سریال ملکه گدایان با سکانس خورشید در منزل مسکونی و با ورود شخصی به نام لعیا (با بازی رویا نونهالی) شروع می ‌شود. لعیا خواهر خورشید است که به دیدارش آمده است. خواهری که ۳۰ سال به دلیل اختلافات خانوادگی از خانواده جدا شده بود. از بیمارستان تماس می گیرند و مساعد شدن حال خسرو رو به خورشید اطلاع می دهند. فقط در اندک فرصتی که البرز بر بالین پدر است، فرصت می کند که خیلی سریع و خلاصه اتفاقات پیش آمده را برای پدر بازگو کند. به سکانس مفت آباد می رسیم که البرز به همراه سهیل به افرا خبر منفی بودن آزمایش دی ان ای را می دهد. تمام صحبت البرز این است که باید این اوضاع و احوال را ترک کرد البرز تمام پازل های اتفاقات پیش آماده را با توجه به حرفهای افرا کنار هم می چیند تا شاید به ملکه برسد و بداند کیست. البرز به افرا ماجرای دیدارش با سارا و پیشنهادش برای فرار را می گوید، در خلال این گفتگو داریوش سر می رسد، به البرز می گوید که سارا از خانه فرار کرده و آیا البرز از او خبر دارد یا نه، البرز خبر داشتن از سارا را انکار می کند،افرا این حرکت را به حساب علاقه ی البرز به سارا می گذارد! در بیمارستان خورشید عاشقانه بر بالین خسرویی است که فقط بهت زده نگاه می کند نگاهی پر از استرس. دکتر به خورشید می گوید که خسرو با دیدن البرز حالش دگرگون شده و باید از دیدارش محروم شود، پارسا خورشید را ترغیب به شکایت از البرز می کند اما او قاطعانه مخالفت می کند. البرزی که خواهر خورشید هم از وجود او بی اطلاع است. در ادامه داستان، افرا با تغییر استایل به محل تمرین کنسرت نامزدش آریا می رود، او هم با شوق و ذوق فراوان شروع به خواندن می کند و به افرا می گوید که قضیه ازدواجشان را جدی بگیرد. چرا که قرار است که در حین کنسرت فردا شبش که با حضور مادرش نیز برگزار می شود این خبر را علنی خواهد کرد و وی را با مادرش روبرو می کند. آریا که به شکل جدی عاشق افرا شده است اعضای گروهش را جمع می کند و خبر افرا را به عنوان نامزدش اعلام می کند! افرا به البرز می گوید باید از کشور خارج شود، آن هم بدون سارا، این حرف را برای البرز یادآور می ‌شود که سارا قابل اعتماد نیست. البرز در محل قرارش با سارا در کافه ای مشغول گفتگوست،اما شخصی به صورت ناشناس به داریوش پیام می دهد و محل قرار سارا با البرز را لو می دهد. در خلال گفتگویشان داریوش سر می رسد، با البرز درگیر می شود و رسیدن پلیس و دستگیری داریوش ختم این ماجراست. افرا البرز را برای خروج از کشور به صورت غیر قانونی همراهی می کند اما از این جدایی غمگین و ناراحت است. هر دو به شکلی غم انگیز از هم جدا می ‌شوند و البرز راهی. کنسرت نامزدش آریاست، افرا قرار است با توصیه و سفارش آریا ردیف اول کنار صندلی مادرش بنشیند. افرا آماده برای رفتن به کنسرت نامزدش آریاست، افرا قرار است با توصیه و سفارش آریا ردیف اول کنار صندلی مادرش بنشیند. مادر آریا کسی نیست جز لعیا خواهر خورشید!!!! و خاله البرز!! در این بین پرسش دومی که مطرح می شود این است که آیا چه ارتباطی بین این شخصیت ها که مدام در حال لینک شدن بهم هستند؛ وجود دارد؟ ماجرا با سپری شدن هر قسمت شکل پی